على محمدى خراسانى

523

شرح مكاسب (فارسى)

امّا آيا اين بدان معنى است كه : ربيبه‌هائى كه از قبل كبير بوده و در دامان شما بزرگ نشده‌اند حرام نيستند ؟ هرگز ، مطلق ربائب حرام‌اند ولى تقييد آنها به اللآتى فى حجوركم از باب غالب است يعنى غالبا زنانى كه تن به ازدواج مجدّد مىدهند در سنّ جوانى هستند و فرزندان شوهران قبلى آنان خردسالند و در دامان مرد جديد بزرگ مىشوند ، و چنين تقييدى فقط توضيحى است و نه احتزارى و قطعا مفهوم ندارد . 3 - در كلمهء تجارت عن تراض از لحاظ اعراب دو احتمال وجود دارد : الف : كوفييّن اين كلمه را به رفع قرائت كرده‌اند ، طبق اين احتمال كلمهء تكون تامّه بوده و لفظ تجارت فاعل او است و عن تراض وصف و قيد تجارت است ، و احتمال اينكه كان ناقصه باشد و تجارت به رفع اسم او و عن تراض خبر او باشد بسيار بعيد است زيرا اگر چنين بود لفظ تجارت به صورت نكره استعمال نمىشد بلكه معرفه مىآمد و مىفرمود : تكون التجارة عن تراض . ب : ماعداى كوفيّين كلمهء تجارت را به نصب قرائت كرده‌اند و تكون را ناقصه گرفته و اسم آن را ضمير مستتر دانسته‌اند كه به اكل و مجوّز اكل برمىگردد و كلمهء تجارت را خبر كان گرفته‌اند ، باز بنابر قرائت نصب هم دو احتمال وجود دارد : الف : عن تراض قيد و وصف تجارت باشد كه غالبا نكره با توصيف ذكر مىشود و اين احتمال اقوى است . باز جملهء وصفيّه مىشود . ب : عن تراض خبر بعد از خبر باشد يعنى تجارت خبر اوّل كان و عن تراض خبر دوّم باشد و جملهء وصفيّه نباشد . خود اين دو گونه است : الف : گاهى از قبيل : زيد شاعر عالم است كه هر خبرى استقلال دارد و بدون ديگرى مفيد معناى تامّ و يصحّ السكوت عليه است . ب : و گاهى از قبيل : الرمّان حلو حامض است كه هريك از حلو و حامض